آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
130
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
پادشاه ايران گرفته عازم شد . به حكم پادشاه سفينه بسيار ممتازى تجهيز نمودند كه او را با عيال و حشم و خدمش به هندوستان مشرقى برساند و حتى المقدور به خاك ايران نزديكتر رفته پياده نمايد و در وقت عزيمت سفير پادشاه حكم كرد كه مبلغ پانصد ليره براى مخارج بقيه راه يعنى خشكى به او دادند و او در « دوور » در ماه ژانويه سنه 1612 عازم گرديد و پسر خود را در انگليس باقى گذاشت . كپيتان طوماس پاول كه از جانب پادشاه به سمت شواليه منصوب گرديد هم در آمدن و هم در رفتن با او همراهى كرد . اين شخص كلنل هفتصد نفر سوار بود و در اينوقت با زن انگليسى مزاوجت كرده همراه خود برد . كپيتان نيوپورت براى كاپيتانى سفينه اين سفير تعيين شد و چون سفر او خارج از قاعده معموله بود ذكر مختصرى از آن مىنمايم . از راه جزاير كانارى عازم شده در ماه آوريل رسيدند به دماغه اميد و از آن جا آب و مأكولات همراه برداشته و به طرف جزيرهء سنت لران كه در قديم موسوم به ماداگاسكار بود ، روانه شدند و از آنجا دوباره آذوقه و آب كرده رفتند به جزيرهاى كه موسوم است به محلييا . در اينجا انواع مأكولات لذيذ و فواكه خوب تحصيل نمودند . اين محل يكى از امكنهء باصفا و پر حاصل دنيا است و آنجا به سمت عربستان كشتىرانى نموده رسيدند به شهرى كه موسوم است به « ووفار » و در آنجا با وصف هواى بد 28 روز اقامت كردند و از آنجا به طرف دهنهء خليج فارس روانه شدند و قرار بر اين بود كه سفير ايران در آنجا پياده شود ولى چون ديدند كه محل مناسب نيست به سمت گدل رفتند . در اين محل يكى از واليهاى ايران ياغى شده بود و درين موقع سعى كرد كه بلكه به خيانت سفير را دستگير كند . حتى سفينه و تجار